مسئله امکان تحقق هوش مصنوعی قوی که واجد شئونی از نفس ناطقه همانند خودآگاهی، ادراک، معنافهمی و حالات ذهنی باشد، در سالهای اخیر به یکی از محورهای بحث در محافل علمی بهویژه در حوزه مطالعات فلسفه هوش مصنوعی تبدیل شده است. با اتکا به مبانی فلسفه اسلامی، به ویژه آراء حکمت مشاء، حکمت اشراق و حکمت متعالیه، میتوان نشان داد که تحقق و تعلق نفس در یک موجود صناعی ناممکن به نظر میرسد. چرا که در حکمت مشایی و حکمت اشراقی، تنها جسمی استعداد پذیرش نفس ناطقه را دارد که نخست، از سیر اعتدال مزاجی و هماهنگی عنصری خاصی برخوردار باشد و دوم، طبیعیِ آلی بوده و ابزار و قوای لازم برای افعال حیاتی را در خود داشته باشد؛ که این شروط صرفاً در برخی اجسام طبیعی با ساختارهایی نظیر اجسام نباتات و حیوانات رخ میدهد. در حکمت متعالیه نیز با آنکه شروط مذکور پذیرفته میشود، اما با توجه به اصل «جسمانیةالحدوث بودن نفس» و اینکه نفس نوخاسته از خود جسم است، برخی پژوهشگران چنین پنداشتهاند که تحقق نفس ناطقه در یک ساختار مصنوعی به آسانی قابل پذیرش خواهد بود. با این حال، تحلیل دقیقتر نشان میدهد که جسمانیةالحدوث بودن نفس نیز مقید به شرایط خاصی است و به هیچ روی به معنای امکان پیدایش نفس در هر نوع جسم و مادهای نیست. بر این اساس، از منظر فلسفه اسلامی، امکان تحقق هوش مصنوعی قوی و ظهور نفس ناطقه در یک سامانه صناعی را باید منتفی دانست.