<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</title>
    <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مسئله این‌همانیِ شخصی؛ بازنگاهی دیگر به آموزۀ «تجدد امثال» و تحلیل انتقادی آن</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8605.html</link>
      <description>نظریۀ &amp;amp;laquo;تجدد امثال&amp;amp;raquo; در عرفان نظری به‌عنوان تبیینی از خلق دائم و تغییر مستمر در عالم مطرح شده است؛ اما به‌لحاظ متافیزیکی با چالشِ اساسی فقدان &amp;amp;laquo;این‌همانی شخصی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;این‌همانی وجودی&amp;amp;raquo; مواجه است. این پژوهش با تحلیل تطبیقی تفاسیر مختلفِ تجدد&amp;amp;nbsp;امثال،&amp;amp;nbsp;شامل حرکت جوهری امتدادی، حرکت غیرامتدادی و تغییر دفعی، نشان می‌دهد که هریک از این تفسیرها با بحران فقدان این‌همانیِ متافیزیکی همراه است. همچنین، راه‌حل‌های پیشنهادی عارفان، ازجمله مفهوم &amp;amp;laquo;نفَس رحمانی، به‌مثابۀ جوهر ثابت عالم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عین ثابت&amp;amp;raquo; که به‌منظور حفظ ثبات جوهری در برابر تغییرات ظاهری (عرضی) ارائه شده‌اند، ازنظر این پژوهش ناکافی بوده و نتوانسته‌اند مسألۀ بنیادین حفظ هویت شخصی و وجودی را به‌طور کامل پاسخ دهند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تفسیرهای مختلف تجدد امثال، همگی در حفظ این‌همانی شخصی و وجودی ناکام‌اند، و تنها صورت قابل‌دفاع آن، حرکت جوهری غیرامتدادی است که با وجود ظرفیت تبیینی بالا، هنوز نیازمند تبیین‌های متافیزیکی دقیق‌تر است. این پژوهش با روش تحلیلی ـ توصیفی به‌منظور رفع ابهامات فلسفی و معرفت‌شناختی مرتبط با نظریۀ تجدد امثال، گامی درجهت تقویت فهم منسجم و دقیق‌تر آن در سنت عرفان و فلسفه اسلامی برداشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ادلۀ بریان لفتو دربارۀ بساطت خداوند با تکیه بر آراء ملاصدرا</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8599.html</link>
      <description>نظریة بساطت خداوند، از مهم‌ترین نظریه‌های فلسفی که در دوران معاصر نیز مناقشه‌انگیز بوده است. بریان لفتو از مدافعان این نظریه در فلسفة تحلیلی دین در دورة معاصر است که تلاش کرده است به انتقادات فیلسوفانی مانند آلوین پلنتینگا در این زمینه پاسخ دهد. در نوشتار حاضر ابتدا نشان داده شده است که لفتو به مدد اصولی نظیر فرض نهایی بودن خداوند، خالقیت مطلق، کمال و استقلال وی و نیز تجربه‌های عرفانی، به اثبات عدم ترکیب خداوند از اجزاء مادی و ماهیت و وجود، و همچنین عدم ترکیب ذات حق از صفات پرداخته و تمایز این صفات از یکدیگر را نیز نفی کرده است. در ادامه، با تکیه‌بر مباحثی از حکمت متعالیة صدرایی، مانند تقدم واجب بر ممکنات و نفی ترکیب وی از وجود و عدم، نشان داده شده است که گرچه این دو نظریه‌پرداز، از مدافعان بساطت خداوند هستند، اما دو تصور جداگانه از خداوند دارند و استدلال‌های متفاوتی در دفاع از بساطت خداوند ارائه داده‌اند که براساس آن‌، ترکیب‌های متفاوتی را از خداوند نفی کرده‌اند. گرچه لفتو برخی از انواع ترکیب مانند ترکیب جهتی و در نتیجه، برخی اوصاف امکانی را در خداوند پذیرفته است، ولی با تکیه‌بر ادلة ملاصدرا از طریق تفکیک مقام فعل و ذات خداوند، به وی پاسخ داد و از ضروری بودن تمام اوصاف خداوند دفاع کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیده چشم‌زخم از منظر فلسفه اسلامی</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8357.html</link>
      <description>چشم‌زخم به‌عنوان باوری کهن و جهان‌شمول، از دیرباز در اعتقادات ادیان و فرهنگ‌های گوناگون جای داشته است. مداقه در این پدیده، با رویکرد عقل‌محور، عرصه‌ای است که کمتر بدان توجه شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فلسفی در پی آن است که ازنگاه سطحی به چشم‌زخم عبور کرده و در پرتو مبانی فلسفة اسلامی، خوانشی عقلانی از این پدیده به‌دست دهد. براین‌اساس، ازنظر حکمای مسلمان، چشم‌زخم سازوکاری فرامادی داشته و از تأثیر نفس انسان در حالت تعجب شدید یا حسادت، ناشی می‌شود. این تبیین عقلی، آشکار می‌سازد که پدیدة چشم‌زخم نه یک باور افسانه‌ای یا خرافی، بلکه واقعیتی متافیزیکی است که از نفس انسانی و قدرت تأثیر آن بر ماده نشأت می‌گیرد. این خوانش فلسفی علاوه‌بر سازگاری با آموزه‌های وحیانی و برتری همه‌جانبه بر تبیین‌های مادی، به لزوم کنترل حالات نفسانی و اصلاح صفات رذیله برای مسدودسازی اثرگذاری چشم‌زخم در تعاملات اجتماعی و روابط انسانی رهنمون می‌گردد. همچنین بیش‌از پیش بر ظرفیت‌های غنی فلسفة اسلامی در تبیین نظام‌مند و خردپسند باورهای عمومی تاکید ورزیده و مبانی نظری ارزنده‌ای برای گفتگوهای بینافرهنگی و تحقیقات میان‌رشته‌ای فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کارکرد ضرورت ازلیه حقیقت وجود و لوازم هستی شناختی آن در تبیین توحید صفاتی خداوند</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_7677.html</link>
      <description>ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود بدین‌معناست که حقیقت وجود، مقید، متحیث و مشروط به هیچ قید، حیثیت و شرطی نیست. این حقیقت، ضرورتاً یک مصداق بیشتر ندارد که همان وجود واجب‌تعالی است؛ زیرا وجود حق‌تعالی مشروط به حیثیت تقییدیه یا تعلیلیه و حتی مقید به قید اطلاق نیز نیست. این ضرورت، مطابق با معنای مذکور، لوازم و فروعاتی مانند عدم تناهی و اطلاق وجودی حقیقت وجود، معیت قیومیۀ حقیقت وجود با مظاهر، کل‌الکمال بودن حقیقت وجود، کل‌الکمال بودن مظاهر حقیقت وجود و تحقق وحدت اتصالی در هستی در پی دارد. توجه به کارکرد اصل ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود و لوازم و فروعات آن نقش مهمی در ارائۀ معنای دقیق توحید صفاتی و مؤلفه‌های اصلی آن، ازجمله عینیت صفات با ذات واجب‌تعالی و عینیت صفات او با یکدیگر ایفاء می‌کند. براین‌اساس، می‌توان ادعا نمود که واجب‌تعالی همان‌طور که احدی‌الذات است، احدی‌الصفات نیز هست. با پذیرش اصولی نظیر اصالت و وحدت وجود و امکان انتزاع مفاهیم و معانی متکثر از حقیقت واحد، احدی‌الصفات بودن واجب‌تعالی منافاتی با تعدد و تکثر مفهومی صفات وی نخواهد داشت.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و تبیین وحدت ذومرتبۀ عقل نظری و عقل عملی در حکمت متعالیه و آثار و لوازم آن</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8367.html</link>
      <description>در رویکردهای رایج به‌ویژه در برخی مکاتب غیرصدرایی، عقل نظری و عقل عملی، اغلب به‌عنوان دو قوة مستقل بررسی می‌شوند و نسبت وجودی و شناختاری میان این دو به روشنی تبیین نمی‌گردد. هدف اصلی این پژوهش، تبیین و تحلیل رابطة عقل نظری و عقل عملی و نیز آثار و لوازم آن براساس مبانی اختصاصی حکمت متعالیه همچون اصالت وجود، وحدت وجود و وحدت نفس با قواست. پرسش محوری آن است که وحدت عقل نظری و عملی و پیامدهای آن در تحلیل نسبت &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هست&amp;amp;raquo;، چگونه براساس مبانی حکمت صدرایی قابل تبیین است و آیا بدون این مبانی می‌توان از چنین وحدتی سخن گفت؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشان می‌دهد که براساس مبانی حکمت متعالیه، عقل نظری و عقل عملی دو شأن ادراکی از یک حقیقت واحدند و مراتب آن‌ها به‌صورت تلازمی و هم‌افزا در مسیر استکمال نفس ناطقه تحقق می‌یابد. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که این وحدت، چارچوبی فلسفی برای تبیین پیوند نظام‌مند میان &amp;amp;laquo;هست&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo; و نیز &amp;amp;laquo;دانش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ارزش&amp;amp;raquo; را فراهم می‌سازد؛ پیوندی که افزون بر ساحت معرفتی، در ابعاد وجودی، اخلاقی و تربیتی نیز دارای امتداد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>‌تعذیر و چالش حقیقت‌پذیری در جهان شبکه‌ای؛ واکاوی فلسفی-کلامی بر‌مبنای حکمت متعالیه</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8364.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی فلسفی‌ـ‌کلامی، به واکاوی پدیدة تعذیر و چالش حقیقت‌پذیری در زیست‌جهان شبکه‌ای می‌پردازد. مسألة اصلی این است که چگونه کثرت روایت‌ها و سلطة الگوریتم‌های هوشمند، به‌جای تقویت عقلانیت جمعی، موجب گسترش حجاب‌های معرفتی و انفعال عقل نظری و عملی در مواجهه با حقیقت می‌شود. هدف پژوهش، تبیین ریشه‌های وجودی و معرفتی حقیقت‌گریزی در بستر شبکه‌های اجتماعی و ارائة چارچوبی فلسفی برای بازسازی حرکت انسان به‌سوی حقیقت است. روش تحقیق، تحلیلی‌ـ‌انتقادی با تأکیدبر استنطاق متون فلسفی صدرایی و برخی منابع کلامی و تطبیق آن با داده‌های میدانی و مطالعات موردی در حوزة سلامت، سیاست و دین است. براساس یافته‌ها، تعذیر در جهان شبکه‌ای، صرفاً پیامدی روان‌شناختی یا فناورانه نیست، بلکه ریشه در ضعف تربیت وجودی و انسداد مسیر حرکت و اتحاد عاقل با معقول دارد. مطابق مبانی حکمت متعالیه، بازگشایی مسیر حقیقت‌پذیری، نیازمند سه سطح اصلاح است: تهذیب نفس و تربیت عقلانی، ارتقای سواد فلسفی‌ـ‌رسانه‌ای برای نقد روایت‌ها و تنظیم سازوکارهای معرفتی و نهادی در زیست‌جهان شبکه‌ای. این رویکرد میان‌رشته‌ای می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای مطالعات فلسفة دین و بازسازی عقلانیت ایمانی در مواجهه با بحران‌های معرفتی معاصر بگشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انسان کامل به مثابه شرطِ امکانِ فهم؛ واکاوی کارکرد هرمنوتیکی انسان کامل در تفسیر انفسی سید حیدر آملی</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8564.html</link>
      <description>تبیین جایگاه انسان کامل در اندیشه سید حیدر آملی، غالباً بر ابعاد هستی‌شناختی متمرکز بوده و کارکرد روش‌شناختی این مفهوم در فرآیند فهم متن کمتر مورد واکاوی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف گذر از توصیفِ جایگاه وجودی، با روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه مفهوم انسان کامل در دستگاه فکری آملی، از یک موضوعِ شناخت به شرطِ امکانِ فهم و ابزار انحصاری در تفسیر انفسی قرآن تبدیل می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که سید حیدر با تأسیس نظام معنایی مفسرمحور، اعتبارسنجی فهم باطنی را به ساحت وجودی انسان کامل منتقل می‌کند. در این بازخوانی، انسان کامل به مثابه یک کلید هرمنوتیکی در سه سطح عمل می‌کند، در معرفت‌شناسی، با انحصار علم، تنها مجرای معتبر عبور از ظاهر به باطن متن است؛ در هستی‌شناسی، به واسطه سریان وجودی، یگانه حقیقتی است که با بطون قرآن سنخیت دارد؛ و در انسان‌شناسی، مصداق عینی تأویل است. نوآوری پژوهش در تبیین این نکته است که آملی با پیوند میان حقیقت قرآن و انسان کامل، فهمِ باطن را نه یک امر صرفاً زبانی، بلکه واقعه‌ای وجودی می‌داند که بدون اتحاد با مقام ولایت ممتنع است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی ماهیت صورت‌های ذهنی در فلسفه پرایس و حکمت متعالیه</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8582.html</link>
      <description>چیستی صورت های ذهنی به عنوان بخشی از دنیای درونی انسان از جمله موضوعاتی است که مورد توجه برخی اندیشمندان قرار گرفته است. اچ. اچ. پرایس از جمله فیلسوفانی است که به فراخور مباحث فراروانشناسی در توجیه برخی پدیده های فراعادی به بحث از ماهیت صورت های ذهنی پرداخته است. وی با تفکیک بین نفس و ذهن، صورت ها را جوهر تشکیل دهنده ذهن دانسته است و برای آنها ویژگی هایی از قبیل واسطه بودن بین ذهن و ماده، حیات مستقل از ذهن مولد، خاصیت ذاتی بیان نمودن خویشتن و خاصیت تله پاتیک قائل است. در مقابل، حکیمان حکمت متعالیه نیز در ضمن مباحث خویش به بیان برخی ویژگی های صورت ذهنی پرداخته اند. برزخ بین حس و عقل، خودآگاهی و حیات صور ذهنی، بیان سمبولیک صورت ها در برخی موارد از جمله خواصی است که حکمای حکمت متعالیه برای صورتهای ذهنی برشمرده اند. نوشتار حاضر در ابتدا با بیان دیدگاه های هر دو طرف به روشن شدن هر چه بیشتر نقطه نظرهای آنها پرداخته است و در نهایت با مقایسه هر دو نظرگاه به بیان شباهت ها و تفاوت های هر یک به منظور نزدیک ساختن نگاه های هر دو دیدگاه همت می گمارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی تعریف معجزه از دیدگاه علامه‌طباطبائی در کتاب اعجاز از نظر عقل و قرآن؛ مطالعه‌ای انتقادی بر مبنای رویکرد تحلیل محتوای مضمونی</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8616.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بازسازی نظام‌مند و تحلیل‌انتقادی تعریف معجزه در اندیشۀ علامه‌طباطبائی بر اساس کتاب اعجاز از نظر عقل و قرآن، به عنوان منبعی دست‌اول، صورت‌گرفته است. تحلیل پیشینۀ پژوهش، اتکای غالب مطالعات بر منابع ثانویه و فقدان رویکرد تحلیلی منسجم در بازنمایی منطق درونی اندیشۀ علامه را آشکار می‌سازد؛ امری که ضرورت مراجعه به این منبع دست‌اول را نشان می‌دهد. مسئلۀ اصلی، ارزیابی جامعیت و مانعیت این تعریف با تمرکز بر دو مؤلفۀ &amp;amp;laquo;خرق‌عادت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحدی&amp;amp;raquo; است که از طریق روش تحلیل‌محتوای مضمونی در این کتاب پیگیری می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که علامه‌طباطبائی &amp;amp;laquo;خرق‌عادت&amp;amp;raquo; را نه در تعارض با اصل علّیت، بلکه در چارچوب ارادۀ الهی به‌عنوان علت مطلق که بر علل مادی سیطره دارد، تبیین می‌کند. با این حال، این تبیین فاقد معیارهای تجربی برای تمایز معجزه از پدیده‌های طبیعی ناشناخته است. مؤلفۀ &amp;amp;laquo;تحدی&amp;amp;raquo; نیز به‌عنوان شرط ضروری و وجه تمایز معجزه معرفی می‌شود، اما این اشتراط، جامعیت تعریف را با خارج ساختن بخشی از معجزات از شمول آن، مخدوش می‌سازد و به دلیل فقدان معیار داوری عینی، به گزاره‌ای ابطال‌ناپذیر با کارکرد ایمانی بدل می‌شود. در مجموع، اگرچه رویکرد علامه‌طباطبائی از منظر الهیاتی دارای انسجام درونی است، اما تعریف ارائه‌شده از نظر علمی فاقد جامعیت و مانعیتِ روش‌شناختیِ لازم است. پژوهش در نهایت پیشنهاد می‌کند که برای برون‌رفت از این چالش، تلقی از &amp;amp;laquo;تحدی&amp;amp;raquo; باید از سطح یک هماوردیِ زبانیِ صرف، به یک &amp;amp;laquo;تقابل معرفتی میان علم نامتناهی خالق و توان محدود مخلوق&amp;amp;raquo; ارتقاء و توسعۀ مفهومی یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارزیابی‌های خواجه طوسی بر دیدگاه مشاء پیرامون علم پیشین الهی</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8646.html</link>
      <description>علم پیشین الهی یکی از مسایل مهم و پیچیده در الهیات به شمار می رود. اینکه پیش از خلقت، خداوند متعال چگونه به اشیا آگاهی داشته است؟ آیا به واسطه صور مرتسمه علم داشته است؟ یا به نحو علم حصولی و یا علم حضوری؟ و یا اصلا به باور برخی باید منکر این نوع علم شد. خواجه نصیر الدین طوسی دیدگاه مشاء پیرامون علم پیشین الهی را در پنج محور به نقد کشیده است. از جانب دیگر ملاصدرا باتوجه به اینکه با رای مشاء موافق نبوده و خود دیدگاهی دیگر در این مسئله ارایه کرده اما تمامی انتقادات خواجه را پاسخ داده است. در این پژوهش به روش تحلیلی منطقی، هر پنج انتقاد خواجه به لحاظ مبنایی و ساختاری بررسی مجدد و ارزیابی قرار گرفته است. هدف اصلی از نگارش این مقاله بررسی و تحلیل انتقادات خواجه به نظریه ابن سینا در مورد علم پیشین الهی است و در ادامه مشخص خواهد شد، نظریه ملاصدرا در مورد علم پیشین الهی که معروف به علم اجمالی در عین کشف تفصیلی است به لحاظ مبنایی از برخی مبانی خواجه اتحاذ شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امتداد حکمت عملی ابن مقفع در داستان‌های کلیله و دمنه</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8664.html</link>
      <description>عبدالله بن مقفع از نخستین متفکران مسلمان صاحب اثر در حوزۀ تالیف و ترجمۀ آثار مرتبط با حکمت عملی است. حکمت عملی در منظومۀ فکری ابن مقفع به معنای فرونسیس یا فرآورده‌های عقل عملی در حوزۀ تطبیق قواعد کلی عمل ارادی بر مصادیق جزئی آن است. خطوط اصلی تفکر حکمی ابن مقفع در این عرصه عبارتند از: توجه به جنبۀ آموزشی حکمت، تاکید بر جایگاه عقل، توجه به دین و نقش بی‌بدیل آن در سعادت فردی و اجتماعی، توجه ویژه به سیاست مدنی، اخلاق فردی و اجتماعی. این خطوط فکری کلی در ترجمۀ کلیله و دمنه توسط ابن مقفع به صورت برجسته‌ای قابل مشاهده است. در این مقاله با شیوۀ توصیفی و با رویکردی میان‌رشته‌ای که ادبیات، فلسفه و سیاست را در هم می‌آمیزد، چیستی حکمت عملی از نظر ابن مقفع تبیین شده و در ادامه خطوط کلی تفکر ابن مقفع در حوزۀ حکمت عملی دسته‌بندی شده و در نهایت، این خطوط کلی بر داستان‌های اصلی کلیله و دمنه تطبیق شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وجود ذهنی در حکمت صدرایی: اقوی یا اضعف؟ واکاوی مبانی و لوازم</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8670.html</link>
      <description>تقسیم وجود به ذهنی و خارجی، از جمله مباحث تقسیمی وجود است. وجود خارجی وجودی است که ماهیت موجود به آن همراه با آثار؛ و وجود ذهنی وجودی است که ماهیت همراه با آن بدون آثار است. مسأله کنونی بررسی قوت و ضعف وجود ذهنی در مقایسه با وجود خارجی است. با توجه به اینکه صورتهای ذهنی تماماً مجرّدند این گمان که وجود ذهنی اقوی از وجود خارجی است، قوت می‌گیرد؛ و از سویی، پیوند وجود ذهنی با حیثیت عدم ترتّب آثار، گمانِ ضعف آن را به بار می‌آورد. نوشتار پیش رو، در صدد است قوت و ضعف وجود ذهنی را نخست فارغ از اندیشه ملاصدرا آنگاه بر پایۀ آرای وی مورد بررسی قرار دهد. به این منظور، با تحلیل حقیقت وجود ذهنی و خارجی؛ و اقامه شواهدی چند، به بررسی این مسأله می‌پردازیم. آنگاه به تحلیل دیدگاه صدرالمتألهین در این خصوص پرداخته؛ و، دو طرح وی را در این خصوص شرح و بسط می‌دهیم. بررسی دو طرح صدرایی نشان از آن دارد که وی در نهایت آشکارا به اقوی بودن وجود ذهنی گراییده است. اثبات ضعف وجود ذهنی در قیاس با وجود خارجی؛ و نقد اقوائیت وجود ذهنی در حکمت صدرایی، دو مهمّی است که این نوشتار به آن می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فلسفی سخن امیرالمومنین در نهج البلاغه: «التوحید أن لا تَتوَهَّمَه»، بر اساس مبانی حکمت متعالیه</title>
      <link>https://jrt.shirazu.ac.ir/article_8672.html</link>
      <description>در حکمت 470 نهج البلاغه از امام علی (ع) درباره توحید سوال شده است؛ امام در پاسخی کوتاه و ژرف (التوحید أن لا تَتوَهَّمَه)، میان &amp;amp;laquo;توحید&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;به‌وهم نیاوردن خداوند&amp;amp;raquo; این‌همانی برقرار می‌کنند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه در صدد واکاوی این سخن موجز و گهربار است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که این حدیث در پنج لایه تفسیری به توحید رهنمون می‌گردد: نخست با نفی متعلق وهم. دوم با نفی هرگونه ادراک وهمی. سوم با نفی مطلق علم حصولی. چهارم با نفی مطلق ادراک (اعم از حصولی و حضوری). و پنجم، پس از بن‌بست هرگونه معرفت از راه غیر، با شناخت خدا با خدا. پژوهش در پرتو این تفسیرِ پنج‌لایه، به این دستاورد نائل می‌شود که راهیابی به &amp;amp;laquo;توحید&amp;amp;raquo; حاصل یک فرآیند اشتدادی و تکاملی است و در حکمت صدرایی، توحید به تبع موحدین یک حقیقت تشکیکی است و دارای درجات و مدارج فراوان است. در این مسیر، اثبات می‌شود استدلال‌های نظری راهی به ساحت الهی ندارند، اما بااین‌وجود، مفید &amp;amp;laquo;علم به وجود خدا&amp;amp;raquo; بوده و نیز به‌مثابه زمینه‌سازی برای سلوک عملی، جایگاه خود را حفظ می‌کنند. در نهایت، این نوشتار نه تنها بر ظرفیت بی‌بدیل حکمت متعالیه در تبیین عمیق معارف اهل‌بیت(ع) تاکید می‌کند، بلکه هم‌نوایی مبانی عقلی و آموزه‌های وحیانی را به‌روشنی به تصویر می‌کشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
