تحلیل فلسفی سخن امیرالمومنین در نهج البلاغه: «التوحید أن لا تَتوَهَّمَه»، بر اساس مبانی حکمت متعالیه

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

چکیده

در حکمت 470 نهج البلاغه از امام علی (ع) درباره توحید سوال شده است؛ امام در پاسخی کوتاه و ژرف (التوحید أن لا تَتوَهَّمَه)، میان «توحید» و «به‌وهم نیاوردن خداوند» این‌همانی برقرار می‌کنند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه در صدد واکاوی این سخن موجز و گهربار است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که این حدیث در پنج لایه تفسیری به توحید رهنمون می‌گردد: نخست با نفی متعلق وهم. دوم با نفی هرگونه ادراک وهمی. سوم با نفی مطلق علم حصولی. چهارم با نفی مطلق ادراک (اعم از حصولی و حضوری). و پنجم، پس از بن‌بست هرگونه معرفت از راه غیر، با شناخت خدا با خدا. پژوهش در پرتو این تفسیرِ پنج‌لایه، به این دستاورد نائل می‌شود که راهیابی به «توحید» حاصل یک فرآیند اشتدادی و تکاملی است و در حکمت صدرایی، توحید به تبع موحدین یک حقیقت تشکیکی است و دارای درجات و مدارج فراوان است. در این مسیر، اثبات می‌شود استدلال‌های نظری راهی به ساحت الهی ندارند، اما بااین‌وجود، مفید «علم به وجود خدا» بوده و نیز به‌مثابه زمینه‌سازی برای سلوک عملی، جایگاه خود را حفظ می‌کنند. در نهایت، این نوشتار نه تنها بر ظرفیت بی‌بدیل حکمت متعالیه در تبیین عمیق معارف اهل‌بیت(ع) تاکید می‌کند، بلکه هم‌نوایی مبانی عقلی و آموزه‌های وحیانی را به‌روشنی به تصویر می‌کشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات