<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>37</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Mulla Sadrā's View on Prophets' Sinlessness</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دیدگاه ملاصدرا درباره ی عصمت انبیا از گناه</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>20</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1206</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1206</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>اکبری</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشگاه امام صادق</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عباسعلی</FirstName>
					<LastName>منصوری</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;عصمت انبیا از گناه از جمله مسایلی است که ملاصدرا به آن توجه نموده است. او بیش‌تر مطالب خود را درباره‌ی عصمت در تفسیری که بر آیات قرآن دارد آورده است. ملاصدرا در تعریف عصمت، بیانات متفاوتی دارد که به رغم اختلافات ظاهری، می­توان همه‌ی آن‌ها را به یک تعریف ارجاع داد. غالباً او تعاریف خود را نه به صورت کاملاً مستقل، بلکه در لابه‌لای بیان ادله‌ی عصمت و هنگام تأویل آیات مربوط آورده است. ملاصدرا در مورد حیطه‌ی زمانی عصمت، معتقد به عصمت انبیا قبل و بعد از نبوت است.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;او انبیا را از کفر و شرک و از گناهانی که منافی تبلیغ و رسالت است مطلقاً ـ چه سهواً و چه عمداً &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ـ&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; معصوم می­داند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; ملاصدرا دلایل موجود بر نفی کبیره‌ی سهوی قبل از بعثت و صغیره‌ی عمدی غیر نفرت‌آور و عدم جواز نسیان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; را کافی نمی­داند&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و وجه ناکافی بودن برخی از این ادله را نیز بیان می­کند. او برای اثبات ضرورت عصمت انبیا، ده دلیل اقامه می‌کند. این استدلال‌ها مبتنی بر مقدمه‌ای شرعی بوده و ملاصدرا در بیان آن‌ها از فخرالدین رازی متأثر است. در مورد چگونگی حصول عصمت، او عصمت را یک عطیه‌ی الاهی و مقام خدادادی می­داند که نوع بشر به نفسه نمی‌تواند به این مقام برسد، مگر با نصرت و تأیید الاهی. روش ملاصدرا در تفسیر آیات مورد تمسک مخالفان عصمت،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;حمل این آیات بر ترک اولی است.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">1- عصمت 2- گناه 3- انبیا 4- ترک اولی 5- ملاصدرا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1206_2e42751e057a0f0ad4a84c8097686517.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>37</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Scientific Realism and Inevitability of Scientific Theories (with Special Emphasizes on Hacking and Sankey's Views)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>واقع گرایی علمی و گریزناپذیری نظریه های علمی (با تکیه بر آرای هکینگ و سنکی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>21</FirstPage>
			<LastPage>34</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1207</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1207</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>شیخ رضایی</LastName>
<Affiliation>استادیار پژوهشکده ی حکمت و فلسف هی ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ابوتراب</FirstName>
					<LastName>یغمایی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترای پژوهشکده ی حکمت و فلسف هی ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;هاوارد سنکی اخیراً استدلال کرده است که واقع‌گرایی علمی با امکانی‌ بودن نظریه‌های علمی سازگار است و بنابراین مستلزم گریزناپذیری نظریه‌های علمی نیست. وی اضافه می‌کند اگر واقع‌گرایی علمی با نظریه‌ی اعتمادگرایانه‌ی روش همراه شود، نوعی گریزناپذیرگرایی را به بار می‌آورد. در این مقاله، ابتدا صورت ‌بندی سنکی از واقع‌گرایی علمی و دفاع وی از آن مورد بحث قرار می‌گیرد. سپس به بررسی ارتباط واقع‌گرایی علمی و گریزناپذیری از نگاه سنکی خواهیم پرداخت. استدلال خواهد شد که اولاً ملاک سنکی برای تمایز گریزناپذیری از امکانی بودن با ملاک پیشنهادی هکینگ، که سنکی قصد توسعه‌ی آن را داشته، متفاوت است. ثانیاً واقع‌گرایی علمی، خود، مستلزم نظریه‌ی اعتمادگرایانه‌ی روش است. بنابراین واقع‌گرایی علمی متعهد به نوعی گریزناپذیری است. در قسمت آخر، ابتدا خطوط کلی چارچوبی جامع که از سوی نویسندگان برای بحث گریزناپذیر- امکانی بودن پیشنهاد شده ارائه خواهد شد. آن‌گاه رابطه‌ی واقع‌گرایی علمی با گریزناپذیری در قالب این چارچوب بررسی می‌گردد. نتیجه‌ی نهایی آن است که نسخه‌ی گریزناپذیرگرایی مورد نظر، بسته به آن‌که واقع‌گرای علمی متعهد به تکثرگرایی روش علمی باشد یا خیر، متفاوت خواهد بود. &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">1. گریزناپذیرگرایی علمی 2. امکانی گرایی علمی 3. واقع گرایی علمی 4. نظریه ی اعتمادگرایانه ی روش 5. هکینگ 6. سنکی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1207_9d35e024ba710dc802f8e455618d5426.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>37</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Different Approaches to the Problem of Evils and Its Solution in the Mowlana's Love Theory</ArticleTitle>
<VernacularTitle>روی کردهای مختلف به مسأله ی شر و حل این مسأله به کمک عشق الاهی در جهان بینی مولانا</VernacularTitle>
			<FirstPage>35</FirstPage>
			<LastPage>60</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1208</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1208</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>صدیقه</FirstName>
					<LastName>بحرانی</LastName>
<Affiliation>مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>قاسم</FirstName>
					<LastName>کاکایی</LastName>
<Affiliation>استاد دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;کی از مهم‌ترین مسایل فلسفی و کلامی مسأله‌ی شرور است. در گذشته این مسأله در مقابل صفت عدالت خدا مطرح می‌شد و سعی می‌کردند که به آن پاسخ دهند. اما در سده‌های اخیر برخی از متفکران وجود خداوند را به دلیل مشکل شرور انکارکرده‌اند. از گذشته تاکنون پاسخ‌های گوناگونی برای آن ارائه شده است، برای مثال نسبی بودن شرور، عدمی بودن شرور و ... اما تمام این پاسخ‌ها در اقناع بشر ناتوان بوده‌اند. مولانا به کمک عشق الاهی و رابطه‌ی عاشقانه دوسویه میان خداوند و بشر این مسأله را به خوبی حل کرده است. زیرا در رابطه‌ی عاشقانه، عاشق تمام افعال و آثار معشوق را زیبا می‌بیند هر چند ظاهراً این چنین نباشد؛ از سوی دیگر خداوند که عاشق بشر است او را گرفتار شر می‌کند، زیرا برای تکامل او ضروری است. &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">1- مسأله ی شرور 2- مولانا 3- عشق الاهی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1208_74e6f71c36a82cbaf0a22c4df77d2116.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>37</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A Critical Study of the Theory of "Principality of Existence and Reality of Quiddity"</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقدی بر نظریه ی اصالت وجود و عینیت ماهیت</VernacularTitle>
			<FirstPage>61</FirstPage>
			<LastPage>84</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1209</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1209</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>شه گلی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد فلسفه ی دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;«اصالت وجود» یکی از بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین ابتکارات صدرالمتألهین است که بسیاری از مباحث فلسفی تحت تأثیر آن رنگ دیگری به خود گرفته است.&lt;/strong&gt;
&lt;strong&gt;با همه‌ی وضوح این مسأله در نزد ارباب حکمت متعالیه، گاه تقریرهایی نامشهور از اصالت وجود ارائه می‌شود. آن‌چه این تفاسیر در باب «ماهیت» می‌گویند، طیفی است از «سراب محض»‌ بودن تا «عینیت».&lt;/strong&gt;
&lt;strong&gt;براساس تقریر نامشهور از اصالت وجود، هم‌چنان‌که وجود اصالت و تحقق دارد، ماهیت نیز عینیت دارد، ولی ماهیت به نفس وجود، عینیت پیدا کرده و به یک مصداق واحد موجودند. قائل این قول&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; معتقد است که این تفسیر، مراد و مرضی صدرالمتألهین است.&lt;/strong&gt;
&lt;strong&gt;در این مقاله بر آنیم تا با بیان تفصیلی محل نزاع، مراد صدرالمتألهین را روشن کرده و ادله و براهین مختلف تقریر مشهور را نقد و بررسی کنیم.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">1- اصالت 2- اعتباریت 3- وجود 4- ماهیت 5- عینیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">6 واسطه در عروض و واسطه در ثبوت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1209_00dee1252dc1c4b77c983bf659128d41.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>37</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Ibn Sina’s Philosophical and Medical Ideas on Relation Between Faculty of Rationality (Intellection) and Brain</ArticleTitle>
<VernacularTitle>رابطه ی قوه ی عاقله و مغز در آرای فلسفی و طبی ابن سینا</VernacularTitle>
			<FirstPage>85</FirstPage>
			<LastPage>102</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1210</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1210</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فروغ السادات</FirstName>
					<LastName>رحیم پور</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;ابن سینا عاقله را قوه‌ای مجرد می‌داند که برای فعل خاص خود، نیازمند عضو خاصی در بدن نیست و دلایل متعدد اثبات تجرد نفس ‌ناطقه را پشتوانه‌ی این ادعا قرار می‌دهد. در همین حال، در آثار فلسفی خود، به نیاز و مراجعه‌ی عاقله به حس و متخیله و مفکره ـ که از نظر او، با کمک عضو جسمانی کار می‌کند ـ اشاره می‌نماید و در مواردی، اختلال در تعقل را که ناشی از ضعف و خستگی و اختلال در مغز است می‌پذیرد. علاوه بر این، به عنوان طبیب، از بیمار‌ی‌های جسمانی عارض بر سر و مغز، که تعقل و تفکر را مختل یا متوقف می‌نمایند، سخن می‌گوید و راه‌های معالجه و داروهای مربوطه را شرح می‌دهد.&lt;/strong&gt;
&lt;strong&gt;مقاله‌ی حاضر با ملاحظه‌ی آرای فلسفی و آثار طبی ابن سینا، به شناخت رابطه‌ی عقل با مغز و بررسی و تحلیل نقش‌های مثبت یا منفی اعضای بدن ـ به ویژه مغز ـ در عمل تعقل می‌پردازد و وجه جمع نظریه‌های ظاهراً متفاوت شیخ در این مورد را بیان می‌کند.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">1- قوه ی عاقله (عقل) 2- مغز 3- آرای فلسفی 4- ابن سینا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1210_24aa99e46d3e14f6be0d909c249aeb10.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>37</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Hermeneutic and Historical Knowledge</ArticleTitle>
<VernacularTitle>هرمنوتیک و فهم معرفت تاریخی</VernacularTitle>
			<FirstPage>103</FirstPage>
			<LastPage>146</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1211</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1211</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید ابوالفضل</FirstName>
					<LastName>رضوی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه لرستان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;ماهیت و اهمیت تفسیر در تاریخ، امری که پژوهش­های مختلف تاریخی را از هم متمایز کرده و جنبه­های نسبی و سیّال بودن دانش تاریخ را نشان می­دهد، مبحث مهمی است که مورخان را در فهم بیشتر موضوعات تاریخی و مهم­تر از آن، در فهم بستر فرآیندی آن یا همانا ساختار متداوم جوامع انسانی، کمک شایان توجه می­کند، به شرط این‌که فرایند درک و ضبط داده­های تاریخی و به اصطلاح مقوله­ی «فاکتولوژی» در پژوهش­های تاریخی، با رعایت شروط علمی، برای تمامی پژوهش­گران عرصه­ی تاریخ یک معنا داشته باشد و بتوان حدود و ثغوری منطقی در جمع­آوری داده­های موثق تاریخی قایل شد؛ بحث مهمی که تاریخ را از ماهیت آنتولوژیک (نظری) و داده­های محض مربوط به یک افق گفتمانی خاص خارج می­کند و برخورداری آن را از دانشی در خدمت انسان و جامعه، ممکن می­سازد، تفسیر و چگونگی این تفسیر در قالب گفتمانیِ بوم &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;–&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; زیست محقق است. بدون تردید، هم‌چنان که گردآوری و تنقیذ داده­های تاریخی، راه­کار و رهیافت­های خاص خود را دارد، فرایند فهم و چگونگی درک و تفسیر داده­های قابل وثوق نیز رهیافت­های خاصی می­طلبد. اگر فرایند فهم و تفسیر داده­های تاریخی را با دانشی دیرپا و علم نوظهوری که با عنوان «هرمنوتیک» از آن یاد می­شود یکی بگیریم، این مقاله در پی آن است که با بررسی لفظ و معنا و سیر تاریخی دانش هرمنوتیک، ارتباط متقابل هرمنوتیک و علم تاریخ و چگونگی رهیافت­های هرمنوتیکی در تاریخ را با تکیه بر آرای مشهورترین اندیشمندان هرمنوتیک مورد بحث قرار دهد و تأثیر آن را در معرفت تاریخی به عنوان علم شناخت و تحلیل کنش­های جمعی انسان، بررسی کند.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">1- هرمنوتیک 2- علم تاریخ 3- تاریخگرایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1211_5910db0bea3e7728035bd53f884c455e.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>10</Volume>
				<Issue>37</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Critical Analysis of Chisholm's Internalism and Subjective-objective Justification of Beliefs</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل انتقادی نظریه درونگرایانه چیزُم و توجیه ذهنی- عینی باورها</VernacularTitle>
			<FirstPage>147</FirstPage>
			<LastPage>162</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1212</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1212</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>یزدانی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;strong&gt;What is required for a belief to be justified? How are we justified in holding belief about external world?&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;Contrary to externalism,&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;the&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;internalist foundationalism believes that, there are epistemic or intellectual duties or obligations to be fulfilled before one assent to justified propositional beliefs. The purpose of this paper is to criticize Chisholm’s internalism. Though internalist theory is more plausible than its rivals, it is not sufficient for justification of beliefs, and needs some complementary account to be sufficient for a belief to be rationally justified. I will show that there are some problems in Chisholm&#039;s approach to justification of beliefs. Since the majority of our knowledge is knowledge by representaion, we need to have a connective bridge between subject and objects. From Sadra’s philosophy, I will offer a connective bridge between subject and external object trough the mental form theory.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;By conforming to knowledge by presence we may have a straightforward account of justification of beliefs about the physical world, in particular sensory experience.&lt;/strong&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">باور موجه دارای چه شرایطی است؟ چگونه ما می­توانیم در باورهایمان در باره جهان خارج موجه باشیم؟ برخلاف نظریه برون­گرایانه، مبناگروی درون­گرایانه بر این باور است که ما انسان‌ها در رابطه با باورهایمان، الزامات و وظایف معرفتی یا عقلانی داریم که قبل از آن‌که به باورهای گزاره­ای موجه اعتقاد پیدا کنیم باید آن‌ها را انجام دهیم. هدف این مقاله نقد نظریه درون­گروی چیزُم در مورد توجیه باورها است. هرچند دیدگاه درون­گروی معقول­تر از دیدگاه رقیب می­باشد، اما به­تنهایی برای توجیه باورها کافی نیست، بلکه به یک بیان تکمیلی نیاز دارد تا برای توجیه باورها کافی باشد. در این مقاله نشان داده خواهد شد که رهیافت چیزُم در مورد توجیه باورها با اشکالاتی مواجه است. از آن­جایی­که غالب معرفت­های ما معرفت­های حصولی است بنابر این به یک پل ارتباطی میان ذهن و عین نیاز خواهیم داشت. با استفاده از فلسفه‌ی ملاصدرا و از طریق صورت­های ذهنی می­توان چنین پل ارتباطی میان ذهن و اعیان خارجی را ایجاد نمود. براساس علم حضوری، می­توان یک بیان ساده و روشن از توجیه باورها در مورد جهان مادی، به ویژه در مورد تجربه­های حسی ارائه نمود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درونگروی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برونگروی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چیزُم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توجیه ذهنی- عینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدرا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1212_4e1a7fcac07d608317bdb1b6b4b827fc.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
