<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز</JournalTitle>
				<Issn>2251-6123</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>43</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A Survey and Critique of Avicenna&#039;s Viewpoint about Intentionality of Sensuous Perception</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی و نقد دیدگاه ابن سینا درباره ی حیث التفاتی ادراک حسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>55</FirstPage>
			<LastPage>70</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1162</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jrt.2013.1162</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرتضی</FirstName>
					<LastName>عرفانی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه سیستان و بلوچستان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;حیث التفاتی ادراک یعنی این‌که ادراک به اضافه‌ای واقعی، نه اعتباری، مضاف به مدرَکی مغایر با خود است. طرفداران حیث التفاتی براین باورند که حیث التفاتی ویژگی لاینفک تمامی ادراکات انسان، اعم از حسی، خیالی، عقلی و حتی ادراک او نسبت به ذات خویش است. زیرا آن‌ها سرآغاز تمام ادراکات انسان را ادراک حسی و ادراک حسی را مبتنی بر حیث التفاتی می‌دانند.&lt;/strong&gt;
&lt;strong&gt;ابن سینا ادراک حسی را دارای حیث التفاتی و مضاف به معلوم بالعرض می‌داند، اما این خصوصیت را ویژگی لاینفک هر نوع ادراکی نمی‌شمارد. به نظر وی، تحقق ادراک بدون حیث التفاتی و ارتباط با معلوم بالعرض هم ممکن است. او علم به ذات را  (بر اساس نظریه‌ی انسان معلق در فضا) نمونه‌ای از ادراک می‌داند که نه بر حیث التفاتی و ارتباط با معلوم بالعرض، بلکه بر مجرد بودن مدرِک آن استوار است. وی علاوه بر علم به ذات در بعضی از مراتب علم به غیر، مانند ادراک عقلی و رؤیای صادقه نیز علم انسان را متکی به ارتباط با معلوم بالعرض نمی‌داند. او علم را کیفیت نفسانی ذات الاضافه می‌داند، اما اضافی بودن علم را عرضی می‌داند نه ذاتی. به نظر وی، آنچه ذاتیِ علم است تجرد از ماده است نه حیث التفاتی.&lt;/strong&gt;
&lt;strong&gt;نویسنده بر خلاف ابن‌سینا بر این باور است که قوام ادراک به یک امر سلبی، هم‌چون تجرد از ماده، بلکه به همان حیث التفاتی است. ادراک ذات به ظاهر با این قول در تعارض است، زیرا در ادراک ذات، مدرِک همان مدرَک است و اضافه‌ای واقعی میان آن‌ها برقرار نیست، اما با تأمل بیشتر در معنای ادراک و ارائه‌ی تفسیری درست از چگونگی ادراک ذات، می‌توان این تعارض را برطرف ساخت.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حیث التفاتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادراک حسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادراک ذات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجرد از ماده</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrt.shirazu.ac.ir/article_1162_8bae2225064f75c26bb50af52491d559.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
