نظریه‌ی تفسیری نوپراگماتیسم

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشگاه باقرالعلوم

چکیده

تلقی سنتی و کلاسیک از فهم و تفسیر متن بر آن است که معنای متن مستقل از قرائت و مقدم بر تفسیر خوانندگان، موجود است و به قصد و نیّت مؤلف وابسته است. نوپراگماتیسم یک مکتب فکری پست‌مدرن از زمره روی‌کردهای تفسیری «خواننده‌محور» و ذهنی‌گرا محسوب می‌شود که در تحلیل خود از فرایند قرائت متن، نقش محوری را به مفسر داده و سهم بسیار ناچیزی برای متن قائل است. مقاله‌ی حاضر ضمن تشریح مبانی نظری و فلسفی روی‌کرد نوپراگماتیسمی به تفسیر متن (که در آثار ریچارد رورتی و استانلی فیش متبلور است) و نقد و ارزیابی آن، وجوه ضعف و نارسایی آن را خاطرنشان می‌کند.

کلیدواژه‌ها


1. واعظی، احمد، (1386)، جان رالز از نظریه‌ی عدالت تا لیبرالیسم سیاسی، تهران: بوستان کتاب.

2. ــــــــــــ ، (1387)، در‌آمدی بر هرمنوتیک، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

3. Fish Stanley, (1980), Is There a Text in This Class?, Harvard University Press.

4.Eliss, John,(1989), Against Deconstraction, Princeton University Press.

5. Encyclopedia of Contemporary Literary Theory, (1993), Edited by Irena Makaryk University of Toronto Press.

6. Rorty, Richard, (1979), Philosophy and the Mirror of Nature, Princeton University Press.

7. Rorty, Richard, (1982), Consequences of Pragmatism, University of Minnesota Press.

8. Rorty, Richard, (1985), “Text and Lumps”, New Literary History, 17, p. 12.

9. Rorty, Richard, (1989), “Pragmatism and Philosophy”, Published in: After Philosophy, Edited by Kenneth baynes, MIT Press, p. 57.

10. Rorty, Richard, (1991),"Objectivity, Relativism and Truth", Philosophical Papers, Vol. 1, Cambridge University Press.

11. Vanhoozer, Kevin, (1998), Is There a Meaning in This Text Apollos, Michigan: Zondervan.